خاموش قلم ، ساکت و بگذار بمانداین واژه ام آواره در اسرار بماندسنگین شده و همسفر بغض،چه بهترتا نشکندت ، بند و گرفتار بماند
چندی است که سرکش شده بهتر که میانبن بست دل خسته ی دلدار بماندمی ترسم از آن شعله اش این شعر بسوزدبگذار که دور از نوک خودکار بماندشفاف شود،یاد شود،می شکند دلبهتر که مه آلود شود ، تار بماندشاید که ز برقش برود برق ز چشممبگذار غبارین و به زنگار بماندهرچند ز خاطر نرود خاطره هایشبگذار در این بین ، تلنبار بماندبا واژه ی امید که آمد،ولی انگارامید نمی خواست که این بار بمانداین واژه ی
برچسب:
نویسنده: آرمان قنبری